من بهتر شدم
سلام به همه ی دوست جونای قشنگم![]()
حالتون خوبه؟
من دوباره اومدم بعد از کلی وقت آپ کنم چون مریض بودم نمیشد![]()
ولی الان بهتر شدم مامان و بابا منو بردن دکتر ![]()
توی مطب که بودیم یه نی نی که آقای دکتر داشت معاینه اش میکرد کلی جیغ میزد و گریه میکرد و من داشتم همش می خندیدم و بابا کامبیزم هم میگفت آفرین چه پسر جنتلمنی دارم همش می خنده
![]()
مامان میگفت بزار بره تو اونوقت معلوم میشه چقدر جنتلمنه
وقتی نوبت من شد که برم داخل تا آقای دکتر و دیدم زدم زیر گریه کلی جیغ زدم و مطب رو گذاشته بودم رو سرم اصلا اجازه نمی دادم به من دست بزنه.gif)
بنده خدا آقای دکتر به زور منو معاینه کرد و گفت که تب دارم و سیاه سرفه ی کودکان که البته از نوعه خفیفه ولی شربت ضد سرفه داد و گفت اگه بعد از 2 روز خوب نشد باید آنتی بیوتیک بخورم که البته خوب نشد و من الان دارم آنتی بیوتیک می خورم
و البته اینم گفت که من خیلی قلدرم
واز مامانم پرسید پسر به این قلدری رو چجوری دارو میدین بهش؟![]()
مامان بیچارم هم گفت به سختی و بدبختی آقای دکتر![]()
وقتی اومدیم بیرون بابا کامبیز حرفش رو پس گرفت گفت بابایی تو که آبرومونو بردی ![]()
خلاصه اینکه الان بهترم خدا رو شکر و دوباره دارم غذا میخورم آخه تو مدت مریضیم اصلا غذا نمی خوردم![]()
و یه مقدار وزن کم کرده بودم که مامانی نگران بود ولی الان دوباره تپلی شدم![]()
اینم عکسای روزی که بهتر شدنم شروع شد
در ضمن این عکسا رو خاله بن از من گرفته






خب اینم از عکسا فعلا بای بای


من بهتر شدم
